((فرانسوا ولتر))

من دشمن تو و باورهاي تو هستم، اما آماده ام در راه آزادي باورهايت، جان خود را فدا كنم.

۱۳۹۵ مرداد ۱۲, سه‌شنبه

به اعدام و شکنجه پایان دهید

با فرا رسیدن ماه اگوست ماهی که در سال 1367 ش.س خمینی حکم آغاز اعدامیان سیاسی را به اجرا در آورد تا به حال اعدام های سیاسی ادامه دارد و حتی  شمار اعدامی ها روز به روز رو به افزایش می باشد . جمهوری اسلامی ایران روز به روز اعدام ها را بیشتر می کند و این نشانه ی ترس دولت است . ما جوانان ایرانی ، آینده سازان و معترضین به حکم های اعدام و شکجنه به شدت اعدام های اخیر را محکوم و خواهان پایان دادن به حکم اعدام می باشیم .
اخبار جدید حاکی بر این است :
اعدام شهرام احمدی و ۲۰ تن زندانی اهل سنت
در تماس مسئولین وزارت اطلاعات با تماس با خانواده شهرام احمدی و ۲۰ تن دیگر از زندانیان اهل سنت محکومبه اعدام اعلام کردند برای تحویل جسد به پزشک قانونی کهریزک مراجعه کنید
همچنین حکم اعدام علیرضا تاجیکی یک جوان که در سن زیر 18 سال به اتهام تجاوز و قتل در زندان می باشد را قرار است اجرا کنند .
دولت ننگین جمهوری اسلامی انسانیت را به کلی از بین برده است و دست از خون ریزی بر نمی دارد . اینجانب به عنوان پیام آور جوانان جامعه ایران اعلام می کنم که هیچ یک از این مردم و جوان ها خواهان حکم اعدام نمی باشیم و خواهان حذف حکم اعدام و شکنجه می باشیم .
 همچنین با کارنامه ی سیاه جمهوری اسلامی خواهان براندازی و اتمام هر چه سریع تر این دولت خون خوار می باشیم .
گرفتن جان انسان ها را محکوم می کنیم و خواهان توقف به اعدام و شکنجه می باشم .


۱۳۹۵ تیر ۲۴, پنجشنبه

سیاست های مخرب جمهوری اسلامی در ایران

  1. از روز به وجود آمدن این نظام غارتگر بزرگان ما شاهد قتل عام های اویل انقلاب و سیاست های بی فایده و مخرب جمهوری اسلامی علیه مردم بوده اند و حال نیز ما جوانان ایران شاهد دروغ های متعدد ، سیاست های زد مردمی ، تخریب جامعه جوان هم از لحاظ آزادی و هم از لحاظ فکری و اندیشه و هزاران دسیسه این دولت هستیم که روز به روز به تخریب بیشتر و بیشتر ایران و ایرانی ادامه می دهند .  
بگذارید کمی دوستانه تر برایتان بنویسم . بیایید به اخبار و رخداد های درون ایران نگاهی بیندازیم . سال ها می باشد که به وعده های مختلف این دولت مردم را گول می زند اما پیشرفتی در کشور شاهد نیستیم . تمامی کار دولتمردان این دولت بیشتر از چند شعار نیست . برای مثال از حال و اوضاع خوانندگان دنیای موسیقی گرفته تا سینمای ایران ، از افزایش ۲ برابری ایدز و کارتن خواب گرفته تا کمک های دولت به دولت های سوریه و ... ،‌ از برجامی که مردمی ساده را خوشحال کرد برای بهتر شدن وضع زندگی گرفته تا فیش های حقوقی که می توان با آن پول های هزاران گرسنه را سیر کرد و از برنامه موشکی این دولت گرفته تا اتوبوس های تاریخ گذشته ی سربازان بی گناه .تصورش برایتان شاید کمی سخت باشد اما گاهی آنقدر از درون می سوزم ،‌ وقتی هنوز هم سن های من البته قسمتی بسیار کمی از تعداد آن ها و مردمی ساده که هنوز نمی توانند درک کنند که این نظام ، نظامی زد مردم و هدفش تخریب ایران می باشد . وقتی می بینم دولت هایی همانند آمریکا و کشور های پیشرفته هنوز با یاران مزاکره می کنند و دست به هیچ کاری برای کمک به مردم ایران به جز شعار نمی زنند . مردمانی که پر شور و خون گرم و حتی مردمانی که از آن ها بسیار دانشمند و پرفسور و روشن اندیش بیرون آمده است حال در جامعه ی جهانی به چشم تروریست می بینند .این ها تمامی اهداف جمهوری اسلامی می باشد که به آن ها دست یافته است . اشتباه نکنید اینجانب طرفدار دولت پیشین نیستم اینجانب طرفدار هر دولتی که آزادی خواه و مردم انیش باشد هستم اما ، اگر واقع بینانه تر نگاهی کنیم به وضعیت دولت امروزی و به وضعیت دولت قبل خواهیم دریافت که اگر در دولت قبل آزادی بعضی موارد نبود اما مردم در رفاه بودند ، ایران قدرت خاورمیانه بود ،‌ پول ایران ازرش بالایی داشت و مواردی دیگر که باعث سر بلندی ایرانیان بود اما دولتی که وعده های بهتری را به مردم داد ،‌دولتی که هنوز هم مدعی می باشد که به دولتی مردمی است چه چیزی مهیا کرده است ؟‌به جز سیاست هایی که جوانانش را آلوده به مواد کرده است ،‌ سیاست هایی که آزادی را از مرد و زن صلب کرده است و یا وعده هایی همانند بهشت را جایگزین زندگی در رفاه دانسته است ، این دولت هیچ فایده ای که نداشته است هیچ وضعیت سیاسی ، اجتماعی و وضعیت رفاهی مردم را به نقطه ای رسانده است که ما شاهد آن هستیم کودکان کار و بی سرپرست بسیار دولتی که شعارش دولتی مردمی است اما تمامی خواسته های مردم یا گناه یا جرم محصوب می شود .اینجانب دانشجوی معماری می باشم که به دلیل اعتراض به سیاست و قانون های اشتباه این دولت اعتراض و ‌بعد از تهدید های جمهوری اسلامی مشغوب به کارگری با حقوق کم در کشور ترکیه شده ام . این مقاله را صرفا برای برادران هم سن خودم نوشته ام . این که تمامی ما جوانان آزادی می خواهیم ،‌ تفریخ می خواهیم و رفاه زندگی می خواهیم درست اما راه ما با سیاست های کثیف جمهوری اسلامی به راهی اشتباه منتقل شده است . بیایید به این دولت اعلام کنیم که جامعه ی جوان دیگر گول شعار های و سیاست های شما نمی خورد .وقتی حساب های شخصی مثل خامنه ای و امثال آن ها در بانک های خارجی از پول مردم سر ریز شده است ما دانشجویانی داریم که برای ادامه تحصیل شب ها تا دیر وقت کار می کنند ، وقتی درآمد سالیانه دولت به جیب مفت خر های جمهوری اسلامی می رود ما کارگرانی داریم که برای دستمزدشان شلاق می خورند ، وقتی وعده ی آرامش را می دهند ما جوانانی داریم که با مردم جنگ زده ی سوری در مرز ها همراه می شوند .دولتی که برای نابودی ایران آمده است نه ساختن پایه های قدرت را می توان به راحتی تشخیص داد . آثار باستانی های ایران در حا ل تخریب و مساجد و حوزه های علمیه در حال افزایش است و مردم در سکوت .ورزشکارانمان با بی کیفیت ترین مجموعه ورزشی ها روبرو هستند و هیچ توجهی به آنها نمی شود و مردم در سکوت .افزایش تورم از افزایش حقوق ها بیشتر شده است مهندس هایمان دست فروش و مردم در سکوت .آزادی اندیشه ، گفتار، حتی نظر دادن ممنوع شده و یک اعتراض کوچک نتیجه ی اعدام شده است و مردم در سکوت .اما سکوت راه حل نیست . سکوت راهی را نخواهد گشود و سکوت پایان تدریجی ما مردم خواهد بود .بیایید خاکمان را پس بگیریم . بیاید به مردم جهان نشان دهیم که ما تروریست نیستیم و خواهان آزاد زیستن همچون تمامی انسان های جهان می باشیم .بیایید نشان دهیم که ما بین یهودیان ، مسیحیان ، مسلمانان و بین دین ها فرقی نمی گذاریم و همه را به چشم انسان می بینیم و حق آزادی را برای آن ها نیز در کشورمان می خواهیم .بیایید به جمهوری اسلامی نه بگوییم و اعتراضمان را به این دولت مفسد نشان دهیم .به امید آزادی ایران  

۱۳۹۵ تیر ۱۲, شنبه

شعار های کثیف جمهوری اسلامی و سیاست شست و شوی مغزی جامعه !


آیا می دانستید همین کسانی که این بنر ها را نصب کرده اند آرزوی دیدن آمریکا را از نزدیک دارند ؟
آیا می دانید 80 درصد جوانان ایران آرزوی زندگی در ایران را دارد ؟
آیا می دانید در همین ترکیه همسایه بیش از هزاران جوان ایرانی به اروپا فرار کردند و پناهنده شدن نیمی هم به آرزوی زندگی بهتر و آرامشی بهتر در آمریکا در به سازمان ملل پناه آورده اند ؟
این چه کاری هستش آخه شهرداری تهرانی که اگر از خود شهردارش هم اسم شهر های آمریکا را بپرسی نمی داند چه دلیلی دارد که این بنر های مزخرف را نصب کند ؟ 
این کثیف کاری های رژیم جمهوری اسلامی تنها دلیلش خراب کردن اسم و شکستن اعتماد جامعه جهانی به ایرانیان می با شد . 
اینجانب عابد بردبار شخصا این رخداد ها و این توتعه های جمهوری اسلامی را به عنوان یک جوان ایرانی محکوم می کنم چرا که جامعه جهانی باید بداند که ما مردم ایران مردمی آزاد خواه و به تمام جامعه جهانی احترام می گذاریم .
این شعار ها نیز سیاست جمهوری مفسد ایران می باشد که بتواند مغر جامعه را شستو شوی دهد و به شکلی جامعه های جهانی را خراب و دولت خودش را دولتی بی عیب و نقص بداند . 
تا کی این رویداد ها را باید تحمل کنیم !!!
مرگ بر تو اجمهوری اسلامی . 

۱۳۹۵ تیر ۴, جمعه

مبارزه با مواد مخدر و جمهوری اسلامی

مواد مخدر
دوای بی درمان و خانمان سوز بسیاری از مردم جهان
در این مقاله گرچه کوچک اما با خاطراتی تلخ و بزرگ برای اینجانب اشاره ی خواهم داشت به این موضوع بسیار مهم که در این روز های سخت و نا بسامان زندگی مردم ایران برای بعضی ها مسکن درد هایشان و برای بعضی ها نیز قاتل نزدیکانشان .
مطب را از این جا شروع کنم کودکی ۱۲ساله بودم هنوز چشم و گوشم باز نشده بود و طمع تلخ زندگی محدود را در ایران نچشیده بودم .
در آن دوران سخت زندگی که برای پدر و مادرم به وجود آمده بود یادم می آید پدرم شروع به سیگار کشیدن کردن . پدرم ...
پدری که مهربان و دوست داشتنی کسی بود که در تمام طول زندگی ام شناخته بودم . در آن دوران با دوندگی های بسیاری که خانواده ی من می کرد با ز هم کم رو به روی مشکلات کم می آوردیم .
روز به روز بر سختی هایمان افزوده می شد و پدرم آن مرد پر سر و صدا ِ آن مردی که شادی را به بین ما می آورد سکوتی او را فرا گرفته بود و بعد از چند وقت پرخاشگری  های او زیاد شد . من که سن کمی داشتم همیشه ناراحت می شدم . اما غافل از همه چیز..
روزی مادرم مرا به گوشه ای کشید و درباره ی پدرم با اشک و ناله با من صحبتش را آغاز کرد در نهایت به این که پدرم معتاد به تریاک شده بود را فهمیدم .
زندگی شاد و آسایش خانواده مان پایانی گرفت .
پدرم حدود ۱ چهارم حقوقش خرج موادش می شد ِ‌هر روز طمع خانواده بر من تلخ تر ..
برادرم مدرسه اش را رها کرد و به کار مشغول شد این داستان تا جایی ادامه پیدا کرد که مادرم خواتستار طلاق شد اما پرم راضی نبود و طبق قوانین جمهوری اسلامی اگر مرد قول نکند طلاق صورت نمی گیرد . این رویداد ها تمامی نداشت کودکی و نو جوانی من پر از استرس و سخت می گذشت اعتیاد پدرم علنی شده بود و در روز های آخر تریاک نمی کشید و می خورد . تا این بعد از ۴ سال توانستیم او را قانع کنیم که ترک کند او ۲ سال پاکی داشت و بعد از دو سال پاکی فوت کرد .
دکتر های متعددی و مخارج زیادی کردیم با کمک عمو ها و افوام اما مریضیش او را از پای در آورد . دکتر های دلیل مرگش را خوردن تریاک می دانستن چرا که در تریاک موادی وجود دارد که اگر به شکل کشیدن مصرف نشود و خورده شود آن مواد به آرامی شروع به از بین بردن تمامی عصب های بدن کرده و در عرض ۱ سال مریض را از پای در می آورد .
این حقیقتی تلخ از بی پدر شدن من و دشمن خانواده های تمامی ایرانانی می باشد که امروزه دچار اعتیاد شده اند .
همان طور که می دانیم بیشتر رسانه ها اشاره به این داند که مواد های مخدر به دست سپاه پاسداران وارد خاک می شود و این یک حقیقتی است که روشن است .
به تکرار اشاره می کنم به دوستی که در شیراز از من بزرگ تر بود . این جوان ۲۱ ساله که برای یکی از خلاف کارهای شهر کار می کرد مواد پخش می کرد و با روزانه تا شبی ۷۰ هزار تومان نیز در آمد داشت .
با توجه به نزدیکی که به این دوست داشتم توانسم بفمم که داستان از چه قرار است . جالب است کاسب های مشروبات الکلی را دستگیر و اعدام می کنند اما مواد مخدری ها را چطور ؟‌
این مستند بر این است کسانی که مواد مخدر می فروشند پلیس نیروزی انتظامی یا همان کلانتری محل از این خلاف کاران پولی ریافت و اجازه کار آزادانه به آن می دهند و اگر پول تایین شده را به کلانتری ندهند سری توقیف می شوند . من خودم با چشمات خودم بار ها دیدم خلافکار در حال فروش مواد و پلیس آسوده از کنارش رد می شود .
مواد مخدر را جمهوری اسلامی به بهترین نحو به خون جوانان ما تزریق می کند چرا که بهترین شیوه برای خاموش نگه داشتن جوانان می باشد . از سوی دیگر جلوی مشروبات را گرفته و مواد مخدر را آزاد می کند و دلیل مستندی بر این که مشروبات الکلی قیمت بسیار بالا تری از مواد مخدر دارد .
این ها تمامی دلایلی می باشد که می شود جمهوری اسلامی را به نابود سازی مردم ایران محکوم کرد .
این دست نوشته ی کوچک شاید بتواند کمکی کرده باشد به کسانی که هنوز در خاموشی به سر می برند و جلوی مواد مخدر را بگیرند .


۱۳۹۵ خرداد ۲۵, سه‌شنبه

کودکان کار

ما از حقوق کودکان کار دفاع می کنیم و قطعا ایران را محکوم می کنیم چرا که دلیل کودکان کار در ایران جمهوری اسلامی می باشد .
کودک کار کیست ؟
کودکان کار برادران خرد سال ما انسان های جهان می باشند
اینکه من خود تجربه ی یک کودک کار دارم می توانم بگویم حسرت
درس و آسایش
حسرت طمع غذای خوب و
حسرت یک روز آرام را هر روز می چشیدم و هنوز هم می چشم
بیاید از کودکانی یاد کنیم که وقت خواب مردمان عادی جامعه آن ها
با دستان کوچک پینه بسته شب هایشان را با پا درد به خواب می روند .



۱۳۹۵ اردیبهشت ۲۴, جمعه

روز جهانی کارگر

روز جهاني كارگر را با محكوم كردن جمهوري اسلامي بر مبناي خوردن حق كارگران وپايمال كردن حقوق صنفي و اجتماعي آنها همبستگيمان را با دسته ضعيف و متوسطه جامعه ايران كه كارگران تشكيل مي دهند اعلام مي كنيم .
اين همان حكومتي است كه٣٦ سال پيش با وعده ي رفاه مردم پول نفت و از بين بردن فقر خاكمان را به دست گرفت . حكومتي كه بعد از ٣٦ سال مهندسين و جوانان تحصيل كرده را به جايي رسانده است كه كارگري مي كنند آن هم با چه حقوق كم و بي ارزشي . حدود نيمي از جوانان با مدرك ليسانس يا بالا تر مشغول به كار آزاد و كارگري مي باشند . 

در ماده 23 منشور جهانی حقوق بشر که شامل چهار بند است و کشورهای امضا کننده این منشور از جمله جمهوری اسلامی ایران، خود را متعهد به اجرای آن کرده اند، چنین می‌خوانیم: 
1. هر انسانی حق دارد که صاحب شغل بوده و آزادانه شغل خویش را انتخاب کند و از شرایط کاری منصفانه و مورد رضایت خویش برخوردار باشد و به هنگام بیکاری، مورد حمایت دولت قرار گیرد. 
2. هر انسانی حق دارد که بدون هیچگونه تبعیضی در برابر کار مساوی، از دستمزدی مساوی بهره مند گردد. 
3. هر کسی که کار می‌کند حق دارد از دستمزدی منصفانه و رضایت‌بخش برای تأمین خود و خانواده خویش به طریقی که شایسته حیثیت و کرامت انسانی باشد، برخوردار گردد و در صورت نیاز از پشتیبانی‌های تکمیلی اجتماعی برخوردار گردد. 
4. هر شخصی حق دارد که برای حفاظت از منافع خود اتحادیه صنفی تشکیل دهد و یا به اتحادیه‌های صنفی بپیوندد. 
با وجود مشكلات فراوان ، گراني مسكن ، خوراك و پوشاك حداقل دستمزدي كه مي تواند يك خانواده ٤ نفره را تامين كند ٣ ميليون تومان مي باشد اي در حالي است كه حقوق بازنشستگان را در سال ٩٥ به ٨٥٠ تومان تا سقف ٩٠٠ تومان دولت تايين كرده است و اين در حالي است كه كرايه يك خانه كوچك حداقل ٥٠٠ تومان مي باشد .
سالانه بودجه هاي هنگفتي براي ساخت مساجد در نظر گرفته مي شود و اما چرا كارتن خواب ها زياد تر و زياد تر مي شوند دليلش اعتياد نيست بلكه فقر است .

اين دولت از بي كاران حمايتي كه نمي كند هيچ حتي براي كار آفريني نيز تلاشي نمي كند . دولتي كه پول نفت ، گاز ، مس ، فولاد و كلي ذخايري معدني دارد جوانانش از كشور فقيري همچون تركيه حتي بد تر زندگي مي كنند . كارگران زحمت كشي كه حقوق ماهنه آنها چند ماه پرداخت نمي شود ، كار گراني كه حتي بيمه ندارند . 
اين همان دولتي است كه آزادي را براي مردم وعده داد افسوس كه دانشمندانمان را با زنجير به تخت بينارستان بستند . دولتي كه مردم فقير ، تهي دست و بي كار را مساله اي مهم نمي داند . زماني كه جيب هايشان مهمتر از افزايش كارتون خواب هاي خيابان هاي تهران است ، زماني كه ٧٠٠٠ مامور نا محسوس براي گرفتن حق آزادي از مادران ، خواهران و زنان جامعه مهمتر از فرار مغز هايمان به كشور هاي ديگر است ، صداي بچه ي گرسنه ي كارگر تهي دست كوچه مان را كه مي خواهد بدهد ؟ طمع خرد شدن مردانگي پدر را مقابل فرزندانش كدام يك از دولتمردان مي تواند بچشد ؟ 
صداي ما هم ساز وعده هاي شما نيست ، گفته هاي ما حرف هاي جيب مان نيست ، اين صدا صوت بلندي از لاي به لاي خفقان مردم است . ما جمهوري اسلامي را به بي تفاوتي و دولتي غير مردمي محكوم مي كنيم چرا كه كارگران جامعه شكم خود و فرزندانشان را با ضحمت به دست مي آورند و نه همانند شما با بي كفايتي و دزدي از جيب مردم .

۱۳۹۵ فروردین ۱۴, شنبه

نوروز باستانی ایرانیان یا عزای اسلامگرایان تندرو در جمهوری اسلامی

نوروز باستانی ایرانیان یا عزای اسلامگرایان تندرو در جمهوری اسلامی

با نزدیک شدن به جشن بزرگ ایرانیان ؛ نوروز جشن کهن است که از دوران باستان یعنی از زمان هخامنشیان میآید ، در این جشن که خاستگاه و بنیان آن در ایران است ، نه تنها در سرزمین خودمان بلکه در کشورهای دیگر همچون افغانستان ، تاجیکستان، روسیه ، قرقیزستان ، ،قزاقستان سوریه ، کردستان ، گرجستان ، جمهوری آذربایجان ،آلبانی ،چین ، تاجیکستان ،ترکیه ، ترکمنستان ، هند ،پاکستان و ازبکستان تعطیل رسمی است و مردمان آن آغاز فصل بهار راجشن می‌گیرند .
لذا در این مقاله سعی دارم پیام جوانان را به سران جمهوری اسلامی و اسلامگرایان تندرو برسانم . لطفا عجله نکنید و سریعاً به این نوشته ی من واکنش منفی نشان ندهید . من در این مقاله مخالفت خودم را با دین اسلام نشان نمیدهم ، عقیده هر کس محترم است و اشاره ی من به سران جمهوری اسلامی است . بدانید که در بین مسلمانان نیز مردمی پاک و خوب هستند . خیلی از جوانان ایران ، حتی نیمی از جامعه ایران خواه آگاهانه و خواه نا آگاهانه بر روی مسیری قرار گرفتهاند که این دولت برای آنها تایین کرده است و به نوعی مردم عروسک های بازی دولت شدهاند .
وقتی که تاریخ ایران را در کتاب تاریخ مدارس حذف کردند ، وقتی که اسلام را تاریخ ایران نهادند ، وقتی که آزادی خواه بودن مردم ایران باستان را به بی کفایتی تشبیه کردند ، وقتی که هنرمندان روشن اندیش و جوانان باهوشمان را در خفقان خفه کردند ، وقتی که جوانان ما یعنی از من نوعی تا تمامی جوانان ایران که به دلیل بیان واقعیات حیاتی و سیاست سخن گفتند و به جای استقبال دولت آنها را تهدید و مجبور به زندگی در غربت شدند و وقتی که جشن های مان را همچون چهارشنبه سوری و 13بدر را برایمان حرام خواندند ما کجای تاریخ را می ساختیم ؟
زمانی که ملایان برای پرکردن جیبهای عمیق و نا محدود خود حتی برای تاریخ ما تصمیم میگیرند و جشن های باستانی ما را از تاریخ ایرانیان پاک میکنند مردم چرا سکوت میکنند . شاید دلیلش بر میگردد به همان راهی که جمهوری اسلامی زیر کوبی اش را کرده و مردم را برای آسفالت آن به جلو با اعدام و خفقان و شکنجه هل میدهد .
چندی پیش خبری از چسباندن پارچه های سیاه در خیابانها و آویز کردن اعلامیه های سیاه با متن های اسلامگرایی را دیدم که دقیقاً یک هفته به فرا رسیدن جشن های نوروزی ما میباشد . از کجا معلوم شاید همین فردا بر پا کنندگان جشن های باستانی و ایرانی را همین مردی که با شاهکلید به امید مردم شکل گرفت ، مردمی نادان ، کافِر و ضد ولایت فقیه بداند و آمار روز افزون اعدام هایش را بیش تر کند تا شاید در تاریخ بتواند رکورد خون خواران ترین ها کسب کند .
ما جوانان از نسل و خون ایلامیان هستیم . ما همان هخامنشیانی هستیم که سعی بر آزادی انسانها و یکی بودن حق مرد و زن هستیم . توجه داشته باشیم که این تبعیض نژادی نیست ، این یاد آوری می باشد که بدانیم از چه ملتی بودهایم ما نژادی برتر نیستیم بلکه نژادی از انسان بودهایم . انسانی که حقوق خودش را با برادرانش و خواهرانش یکی دانست . این مقاله اشاره به تلاش برای برتر بودن نیست بلکه به بهتر زیستن و آزاد زیستن اشاره دارد . پس چه شد ؟ چشمانمان از این مردمان کور است !
چه چیزی ما را به اینجا کشید که رتبه ی شادیمان به بالای 100 در جهان رسیده و گذرنامه مان نیز به همچنین ؟
مشکل ما خود ماییم !
آنجایی که هنرمندان مان گفتند :
اقیانوسم مرد ، کشتی کجایی
یا
دستاتو و پاک کنید از بوی زنجیر ، ندارم دستی تو دستاتون
اما دولت جمهوری مفسد ایران آنها در زیر زمین جای داد و یا همین سیاست مداران و کنش گران سیاسی ما آنها را مطرب میخوانند . نه ! نه ! نه !
این همین ما هستیم ، این اندیشه ی جوان جامعه است ، این آزادی خواهان جامعه هستند . صدای جوانان را نه جمهوری اسلامی شنید نه آزادی طلبان خود نما . جمهوری اسلامی همانند ویروسی در دل ما جوانان رخنه کرده صدای ما صدای فرا تر از آن است که این تندرو ها بشنوند .
اگر جوانان جامعه جشن های ملی را نمی شناسند ، اگر جشن ها را آن طور که باید برپا کنند ، بر پا نمی کنند ، اگر صدای اعتراضی به گوش نمی رسد ، اگر طرفدار شادی های گذرا بیش تر از واقعیت تلخ جامعه است ، دلیلش جز من و تو کسی دیگر نیست . چرا که ما به جمهوری اسلامی اجازه ی ماندن دادهایم چرا که ما راه پیچ در پیچ آزادی را رها و به راهی که جمهوری اسلامی می گویید راه راست است روی آورده ایم که انتهایش جز غم ، اندوه و نابودی چیز دیگری نیست . جشن های ما باید بر جا بماند تا تاریخ تفکر ایرانی از بین نرود که همان تاریخ انسان بودن است . هر چه جشن های تاریخی - اجتماعی ما از بین برود در انتها انسان بودن جامعه ی ما از بین می رود و مجسمه هایی که دست کار جمهوری خون خوار اسلامی است می شویم .
خطاب به سیاسی ها ، کنش گران و آزادی طلبان :
این صدای جونان ایران است ، جوانان ایران خاموش نیستند ، آنها در خفقان اسلام گرایانند . آنها صدایشان در جامعه پخش میشود اگر شما نمیبینید و نمی شنوید دلیلش دور بودن شما از جوانان است . ما ننگ بودن و مفسد بودن جمهوری اسلامی را می دانیم و امید همه ی ما آزادی ایران و آزاد زیستن است .