((فرانسوا ولتر))

من دشمن تو و باورهاي تو هستم، اما آماده ام در راه آزادي باورهايت، جان خود را فدا كنم.

۱۳۹۵ تیر ۴, جمعه

مبارزه با مواد مخدر و جمهوری اسلامی

مواد مخدر
دوای بی درمان و خانمان سوز بسیاری از مردم جهان
در این مقاله گرچه کوچک اما با خاطراتی تلخ و بزرگ برای اینجانب اشاره ی خواهم داشت به این موضوع بسیار مهم که در این روز های سخت و نا بسامان زندگی مردم ایران برای بعضی ها مسکن درد هایشان و برای بعضی ها نیز قاتل نزدیکانشان .
مطب را از این جا شروع کنم کودکی ۱۲ساله بودم هنوز چشم و گوشم باز نشده بود و طمع تلخ زندگی محدود را در ایران نچشیده بودم .
در آن دوران سخت زندگی که برای پدر و مادرم به وجود آمده بود یادم می آید پدرم شروع به سیگار کشیدن کردن . پدرم ...
پدری که مهربان و دوست داشتنی کسی بود که در تمام طول زندگی ام شناخته بودم . در آن دوران با دوندگی های بسیاری که خانواده ی من می کرد با ز هم کم رو به روی مشکلات کم می آوردیم .
روز به روز بر سختی هایمان افزوده می شد و پدرم آن مرد پر سر و صدا ِ آن مردی که شادی را به بین ما می آورد سکوتی او را فرا گرفته بود و بعد از چند وقت پرخاشگری  های او زیاد شد . من که سن کمی داشتم همیشه ناراحت می شدم . اما غافل از همه چیز..
روزی مادرم مرا به گوشه ای کشید و درباره ی پدرم با اشک و ناله با من صحبتش را آغاز کرد در نهایت به این که پدرم معتاد به تریاک شده بود را فهمیدم .
زندگی شاد و آسایش خانواده مان پایانی گرفت .
پدرم حدود ۱ چهارم حقوقش خرج موادش می شد ِ‌هر روز طمع خانواده بر من تلخ تر ..
برادرم مدرسه اش را رها کرد و به کار مشغول شد این داستان تا جایی ادامه پیدا کرد که مادرم خواتستار طلاق شد اما پرم راضی نبود و طبق قوانین جمهوری اسلامی اگر مرد قول نکند طلاق صورت نمی گیرد . این رویداد ها تمامی نداشت کودکی و نو جوانی من پر از استرس و سخت می گذشت اعتیاد پدرم علنی شده بود و در روز های آخر تریاک نمی کشید و می خورد . تا این بعد از ۴ سال توانستیم او را قانع کنیم که ترک کند او ۲ سال پاکی داشت و بعد از دو سال پاکی فوت کرد .
دکتر های متعددی و مخارج زیادی کردیم با کمک عمو ها و افوام اما مریضیش او را از پای در آورد . دکتر های دلیل مرگش را خوردن تریاک می دانستن چرا که در تریاک موادی وجود دارد که اگر به شکل کشیدن مصرف نشود و خورده شود آن مواد به آرامی شروع به از بین بردن تمامی عصب های بدن کرده و در عرض ۱ سال مریض را از پای در می آورد .
این حقیقتی تلخ از بی پدر شدن من و دشمن خانواده های تمامی ایرانانی می باشد که امروزه دچار اعتیاد شده اند .
همان طور که می دانیم بیشتر رسانه ها اشاره به این داند که مواد های مخدر به دست سپاه پاسداران وارد خاک می شود و این یک حقیقتی است که روشن است .
به تکرار اشاره می کنم به دوستی که در شیراز از من بزرگ تر بود . این جوان ۲۱ ساله که برای یکی از خلاف کارهای شهر کار می کرد مواد پخش می کرد و با روزانه تا شبی ۷۰ هزار تومان نیز در آمد داشت .
با توجه به نزدیکی که به این دوست داشتم توانسم بفمم که داستان از چه قرار است . جالب است کاسب های مشروبات الکلی را دستگیر و اعدام می کنند اما مواد مخدری ها را چطور ؟‌
این مستند بر این است کسانی که مواد مخدر می فروشند پلیس نیروزی انتظامی یا همان کلانتری محل از این خلاف کاران پولی ریافت و اجازه کار آزادانه به آن می دهند و اگر پول تایین شده را به کلانتری ندهند سری توقیف می شوند . من خودم با چشمات خودم بار ها دیدم خلافکار در حال فروش مواد و پلیس آسوده از کنارش رد می شود .
مواد مخدر را جمهوری اسلامی به بهترین نحو به خون جوانان ما تزریق می کند چرا که بهترین شیوه برای خاموش نگه داشتن جوانان می باشد . از سوی دیگر جلوی مشروبات را گرفته و مواد مخدر را آزاد می کند و دلیل مستندی بر این که مشروبات الکلی قیمت بسیار بالا تری از مواد مخدر دارد .
این ها تمامی دلایلی می باشد که می شود جمهوری اسلامی را به نابود سازی مردم ایران محکوم کرد .
این دست نوشته ی کوچک شاید بتواند کمکی کرده باشد به کسانی که هنوز در خاموشی به سر می برند و جلوی مواد مخدر را بگیرند .


۱۳۹۵ خرداد ۲۵, سه‌شنبه

کودکان کار

ما از حقوق کودکان کار دفاع می کنیم و قطعا ایران را محکوم می کنیم چرا که دلیل کودکان کار در ایران جمهوری اسلامی می باشد .
کودک کار کیست ؟
کودکان کار برادران خرد سال ما انسان های جهان می باشند
اینکه من خود تجربه ی یک کودک کار دارم می توانم بگویم حسرت
درس و آسایش
حسرت طمع غذای خوب و
حسرت یک روز آرام را هر روز می چشیدم و هنوز هم می چشم
بیاید از کودکانی یاد کنیم که وقت خواب مردمان عادی جامعه آن ها
با دستان کوچک پینه بسته شب هایشان را با پا درد به خواب می روند .



۱۳۹۵ اردیبهشت ۲۴, جمعه

روز جهانی کارگر

روز جهاني كارگر را با محكوم كردن جمهوري اسلامي بر مبناي خوردن حق كارگران وپايمال كردن حقوق صنفي و اجتماعي آنها همبستگيمان را با دسته ضعيف و متوسطه جامعه ايران كه كارگران تشكيل مي دهند اعلام مي كنيم .
اين همان حكومتي است كه٣٦ سال پيش با وعده ي رفاه مردم پول نفت و از بين بردن فقر خاكمان را به دست گرفت . حكومتي كه بعد از ٣٦ سال مهندسين و جوانان تحصيل كرده را به جايي رسانده است كه كارگري مي كنند آن هم با چه حقوق كم و بي ارزشي . حدود نيمي از جوانان با مدرك ليسانس يا بالا تر مشغول به كار آزاد و كارگري مي باشند . 

در ماده 23 منشور جهانی حقوق بشر که شامل چهار بند است و کشورهای امضا کننده این منشور از جمله جمهوری اسلامی ایران، خود را متعهد به اجرای آن کرده اند، چنین می‌خوانیم: 
1. هر انسانی حق دارد که صاحب شغل بوده و آزادانه شغل خویش را انتخاب کند و از شرایط کاری منصفانه و مورد رضایت خویش برخوردار باشد و به هنگام بیکاری، مورد حمایت دولت قرار گیرد. 
2. هر انسانی حق دارد که بدون هیچگونه تبعیضی در برابر کار مساوی، از دستمزدی مساوی بهره مند گردد. 
3. هر کسی که کار می‌کند حق دارد از دستمزدی منصفانه و رضایت‌بخش برای تأمین خود و خانواده خویش به طریقی که شایسته حیثیت و کرامت انسانی باشد، برخوردار گردد و در صورت نیاز از پشتیبانی‌های تکمیلی اجتماعی برخوردار گردد. 
4. هر شخصی حق دارد که برای حفاظت از منافع خود اتحادیه صنفی تشکیل دهد و یا به اتحادیه‌های صنفی بپیوندد. 
با وجود مشكلات فراوان ، گراني مسكن ، خوراك و پوشاك حداقل دستمزدي كه مي تواند يك خانواده ٤ نفره را تامين كند ٣ ميليون تومان مي باشد اي در حالي است كه حقوق بازنشستگان را در سال ٩٥ به ٨٥٠ تومان تا سقف ٩٠٠ تومان دولت تايين كرده است و اين در حالي است كه كرايه يك خانه كوچك حداقل ٥٠٠ تومان مي باشد .
سالانه بودجه هاي هنگفتي براي ساخت مساجد در نظر گرفته مي شود و اما چرا كارتن خواب ها زياد تر و زياد تر مي شوند دليلش اعتياد نيست بلكه فقر است .

اين دولت از بي كاران حمايتي كه نمي كند هيچ حتي براي كار آفريني نيز تلاشي نمي كند . دولتي كه پول نفت ، گاز ، مس ، فولاد و كلي ذخايري معدني دارد جوانانش از كشور فقيري همچون تركيه حتي بد تر زندگي مي كنند . كارگران زحمت كشي كه حقوق ماهنه آنها چند ماه پرداخت نمي شود ، كار گراني كه حتي بيمه ندارند . 
اين همان دولتي است كه آزادي را براي مردم وعده داد افسوس كه دانشمندانمان را با زنجير به تخت بينارستان بستند . دولتي كه مردم فقير ، تهي دست و بي كار را مساله اي مهم نمي داند . زماني كه جيب هايشان مهمتر از افزايش كارتون خواب هاي خيابان هاي تهران است ، زماني كه ٧٠٠٠ مامور نا محسوس براي گرفتن حق آزادي از مادران ، خواهران و زنان جامعه مهمتر از فرار مغز هايمان به كشور هاي ديگر است ، صداي بچه ي گرسنه ي كارگر تهي دست كوچه مان را كه مي خواهد بدهد ؟ طمع خرد شدن مردانگي پدر را مقابل فرزندانش كدام يك از دولتمردان مي تواند بچشد ؟ 
صداي ما هم ساز وعده هاي شما نيست ، گفته هاي ما حرف هاي جيب مان نيست ، اين صدا صوت بلندي از لاي به لاي خفقان مردم است . ما جمهوري اسلامي را به بي تفاوتي و دولتي غير مردمي محكوم مي كنيم چرا كه كارگران جامعه شكم خود و فرزندانشان را با ضحمت به دست مي آورند و نه همانند شما با بي كفايتي و دزدي از جيب مردم .

۱۳۹۵ فروردین ۱۴, شنبه

نوروز باستانی ایرانیان یا عزای اسلامگرایان تندرو در جمهوری اسلامی

نوروز باستانی ایرانیان یا عزای اسلامگرایان تندرو در جمهوری اسلامی

با نزدیک شدن به جشن بزرگ ایرانیان ؛ نوروز جشن کهن است که از دوران باستان یعنی از زمان هخامنشیان میآید ، در این جشن که خاستگاه و بنیان آن در ایران است ، نه تنها در سرزمین خودمان بلکه در کشورهای دیگر همچون افغانستان ، تاجیکستان، روسیه ، قرقیزستان ، ،قزاقستان سوریه ، کردستان ، گرجستان ، جمهوری آذربایجان ،آلبانی ،چین ، تاجیکستان ،ترکیه ، ترکمنستان ، هند ،پاکستان و ازبکستان تعطیل رسمی است و مردمان آن آغاز فصل بهار راجشن می‌گیرند .
لذا در این مقاله سعی دارم پیام جوانان را به سران جمهوری اسلامی و اسلامگرایان تندرو برسانم . لطفا عجله نکنید و سریعاً به این نوشته ی من واکنش منفی نشان ندهید . من در این مقاله مخالفت خودم را با دین اسلام نشان نمیدهم ، عقیده هر کس محترم است و اشاره ی من به سران جمهوری اسلامی است . بدانید که در بین مسلمانان نیز مردمی پاک و خوب هستند . خیلی از جوانان ایران ، حتی نیمی از جامعه ایران خواه آگاهانه و خواه نا آگاهانه بر روی مسیری قرار گرفتهاند که این دولت برای آنها تایین کرده است و به نوعی مردم عروسک های بازی دولت شدهاند .
وقتی که تاریخ ایران را در کتاب تاریخ مدارس حذف کردند ، وقتی که اسلام را تاریخ ایران نهادند ، وقتی که آزادی خواه بودن مردم ایران باستان را به بی کفایتی تشبیه کردند ، وقتی که هنرمندان روشن اندیش و جوانان باهوشمان را در خفقان خفه کردند ، وقتی که جوانان ما یعنی از من نوعی تا تمامی جوانان ایران که به دلیل بیان واقعیات حیاتی و سیاست سخن گفتند و به جای استقبال دولت آنها را تهدید و مجبور به زندگی در غربت شدند و وقتی که جشن های مان را همچون چهارشنبه سوری و 13بدر را برایمان حرام خواندند ما کجای تاریخ را می ساختیم ؟
زمانی که ملایان برای پرکردن جیبهای عمیق و نا محدود خود حتی برای تاریخ ما تصمیم میگیرند و جشن های باستانی ما را از تاریخ ایرانیان پاک میکنند مردم چرا سکوت میکنند . شاید دلیلش بر میگردد به همان راهی که جمهوری اسلامی زیر کوبی اش را کرده و مردم را برای آسفالت آن به جلو با اعدام و خفقان و شکنجه هل میدهد .
چندی پیش خبری از چسباندن پارچه های سیاه در خیابانها و آویز کردن اعلامیه های سیاه با متن های اسلامگرایی را دیدم که دقیقاً یک هفته به فرا رسیدن جشن های نوروزی ما میباشد . از کجا معلوم شاید همین فردا بر پا کنندگان جشن های باستانی و ایرانی را همین مردی که با شاهکلید به امید مردم شکل گرفت ، مردمی نادان ، کافِر و ضد ولایت فقیه بداند و آمار روز افزون اعدام هایش را بیش تر کند تا شاید در تاریخ بتواند رکورد خون خواران ترین ها کسب کند .
ما جوانان از نسل و خون ایلامیان هستیم . ما همان هخامنشیانی هستیم که سعی بر آزادی انسانها و یکی بودن حق مرد و زن هستیم . توجه داشته باشیم که این تبعیض نژادی نیست ، این یاد آوری می باشد که بدانیم از چه ملتی بودهایم ما نژادی برتر نیستیم بلکه نژادی از انسان بودهایم . انسانی که حقوق خودش را با برادرانش و خواهرانش یکی دانست . این مقاله اشاره به تلاش برای برتر بودن نیست بلکه به بهتر زیستن و آزاد زیستن اشاره دارد . پس چه شد ؟ چشمانمان از این مردمان کور است !
چه چیزی ما را به اینجا کشید که رتبه ی شادیمان به بالای 100 در جهان رسیده و گذرنامه مان نیز به همچنین ؟
مشکل ما خود ماییم !
آنجایی که هنرمندان مان گفتند :
اقیانوسم مرد ، کشتی کجایی
یا
دستاتو و پاک کنید از بوی زنجیر ، ندارم دستی تو دستاتون
اما دولت جمهوری مفسد ایران آنها در زیر زمین جای داد و یا همین سیاست مداران و کنش گران سیاسی ما آنها را مطرب میخوانند . نه ! نه ! نه !
این همین ما هستیم ، این اندیشه ی جوان جامعه است ، این آزادی خواهان جامعه هستند . صدای جوانان را نه جمهوری اسلامی شنید نه آزادی طلبان خود نما . جمهوری اسلامی همانند ویروسی در دل ما جوانان رخنه کرده صدای ما صدای فرا تر از آن است که این تندرو ها بشنوند .
اگر جوانان جامعه جشن های ملی را نمی شناسند ، اگر جشن ها را آن طور که باید برپا کنند ، بر پا نمی کنند ، اگر صدای اعتراضی به گوش نمی رسد ، اگر طرفدار شادی های گذرا بیش تر از واقعیت تلخ جامعه است ، دلیلش جز من و تو کسی دیگر نیست . چرا که ما به جمهوری اسلامی اجازه ی ماندن دادهایم چرا که ما راه پیچ در پیچ آزادی را رها و به راهی که جمهوری اسلامی می گویید راه راست است روی آورده ایم که انتهایش جز غم ، اندوه و نابودی چیز دیگری نیست . جشن های ما باید بر جا بماند تا تاریخ تفکر ایرانی از بین نرود که همان تاریخ انسان بودن است . هر چه جشن های تاریخی - اجتماعی ما از بین برود در انتها انسان بودن جامعه ی ما از بین می رود و مجسمه هایی که دست کار جمهوری خون خوار اسلامی است می شویم .
خطاب به سیاسی ها ، کنش گران و آزادی طلبان :
این صدای جونان ایران است ، جوانان ایران خاموش نیستند ، آنها در خفقان اسلام گرایانند . آنها صدایشان در جامعه پخش میشود اگر شما نمیبینید و نمی شنوید دلیلش دور بودن شما از جوانان است . ما ننگ بودن و مفسد بودن جمهوری اسلامی را می دانیم و امید همه ی ما آزادی ایران و آزاد زیستن است .

۱۳۹۴ بهمن ۲۸, چهارشنبه

21 فوریه روز جهانی زبان مادری

تبعض نژاد ، زبان و ملیت یکی از بزرگترین مشکلاتی می‌باشد که به چشم دولتمردان بی‌کفایت ایران مساله ای پیش پا افتاده می‌باشد و میلی به رسیدگی به این تبعیض ها نمی باشند .
تنوع زبانی امری طبیعی در زندگی انسان است. مساله اصلی، به رسمیت شناختن، فهمیدن و البته ارج نهادن به این تنوع زبانی به عنوان یک نظم طبیعی در جهان است. در اینجا تاکید بر روی زبان مادری است چون این زبان، نخستین زبانی است که ما یک نوزاد وقتی از مادر خود شیر می خورد، می شنود که دقیقا به همین، دلیل عنوان زبان مادری به خود گرفته است. این زبان، زبانی است که ما در نخستین دوران زندگی خود فرامی گیریم. این زبان، هویت ما را شکل می‌دهد و حامل فرهنگ ما به آینده است.
این در حالی است که در اصل 15 قانون اساسی نیز زکر شده است که هر کس می‌تواند به زبان مادری آموزش و سخن گوید که متأسفانه این قانون اجرا نمی‌شود و حتی ممنوع می‌باشد .
زبان مادری، تنها زبانی است که انسان ها هویت اجتماعی و روان‌شناختی خود را با آن به دست می‌آورند. این زبان، زبانی است که آنها را ریشه‌های خانوادگی و فرهنگی‌شان متصل می‌کند.

با توجه به اعلامیه حقوق بشر نسبت به یکسان بودن انسان‌ها اعم از نژاد ، رنگ ، جنسیت ، زبان ، مذهب و عقاید سیاسی باید اشاره‌ای کنیم که هم چنین هر انسانی حق آن را دارد که به زبان مادری صحبت کند و آموزش ببیند . متأسفانه ما شاهد آن هستیم که در ایران در مناطق ترک نشین ، کرد نشین و بلوچ ها در زبان مادری آن‌ها تبعض قائل شده‌اند . آن‌ها نه تنها به زبان مادری آموزش نمی بینند و در مدرسه‌ها مجبور به ادامه ی تحصیل به زبان فارسی می‌باشند و در صورت اعتراض سریعاً مجازات می‌شوند . درست است که ایران ، کشور فارسی زبان می‌باشد ما زبان مادری را باید پاس داشت و دولت نیز باید به ملیت ها و زبان‌های آن‌ها احترام و در راستای پاس داشتن زبان خود به آن‌ها اهمیت بدهد . اما متأسفانه دولت دیکتاتوری ایران جدا از تمامی مشکلاتی که برای مردم ایران به وجود می‌آورد به زبان مادری آن‌ها نیز احترام نمی‌گذارد .
21 فوریه روز جهانی زبان مادری امگذاری این روز در کنفرانس عمومی یونسکو در سال ۱۹۹۹ به منظور کمک به تنوع زبانی و فرهنگی انجام شده‌است. مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز به دلیل اهمیت زیاد آن، سال ۲۰۰۸ را سال جهانی زبان‌ها اعلام کرد.
وقتی که از حفظ، تقویت و توسعه فرهنگ یک جامعه سخن به میان می‌آید، زبان نیز به عنوان یک عامل اساسی مطرح می‌شود، چرا که زبان در حکم رشته ای است که فرهنگ گذشته و حال را به هم پیوند می‌دهد.

دولت جمهوری اسلامی بزرگترین دشمن اقلیت‌ها و در کل دشمن انسانیت می‌باشد هر روزه شاهد کشتار ، تجاوز ، مجازات های سنگین و از بین بردن مردم روشن فکر در ایران می باشم . به امید روزی که مردم کشور بتوانند با زبان مادری خود آموزش ببینند ، سخن گویند و هویت خود را به خاطر دولت دیکتاتوری ایران تغییر ندهد .

20فوریه روز جهانی عدالت

به مناسبت بیستم فوریه روز جهانی عدالت اجتماعی اشاره‌ای خواهیم داشت به نواقضی که در کشور ایران وجود دارد .
در روز جهانی عدالت اجتماعی هدف اصلی توجه دادن و یاد آوری کردن مطالبی نظیر :
مبارزه با فقر، کار توام با حرمت فردی، جذب و هموندی اقلیت‌های مذهبی و قومی، رفع هرگونه تبعیض از زنان و کودکان و بهبود سیستم قضایی است .
گرچه در ایران به هیچ یک از این مطالب اشاره‌ای نمی‌شود و دولتمردان مردم را همچون برده برای منافع خود استفاده می‌کنند .
گسترش فقر، گرسنگی، تبعیض و نقض آشکار حقوق بشر توسط از جمله دولتمردان با نام برقراری نظم، از جمله مشکلاتی است که در ایران وجود دارد که البته مردم نیز در سکوت فرو رفته‌اند و چراکه فریاد عدالت را سریعاً سرکوب می‌کنند .
باید توجه داشت که رشد اقتصادی به تنهایی کافی نیست ما باید برای توانمند سازی افراد از راه ایجاد شغل شرافتمندانه، حمایت از راه تامین اجتماعی و تضمین اینکه ندای افراد فقیر و به حاشیه رانده شده شنیده شود، بیشتر کوشش کنیم . یکی از بزرگترین مشکلات عدالت اجتماعی بزرگ شدن شکاف بین ثروتمندان و فقیران جامعه می‌باشد . همانطور که می‌دانیم اقتصاد ایران به شکلی رو جلو می‌باشد که اکثریت مردم کشور دسته فقیر و تعداد اندکی را پول‌دار تشکل می‌دهد . این می‌تواند بزرگترین تخریب را به جامعه ی ایران وارد کند و دولتی همچون جمهوری اسلامی نیز راه‌کاری را برای این موضوعات در نظر نمی‌گیرد .
در این راستا بان کی بون می افزاید : روز جهانی عدالت اجتماعی برای تاکید بر توان همبستگی جهانی برای پیشبرد فرصت برای همه مردم گرامی داشته می شود.در ادامه آمده است: شرایطی مانند محل تولد فرد، محل اقامت وی، جنسیت و قومیت هرگز نباید میزانی برای درآمد یا فرصت های افراد جهت دستیابی به آموزش با کیفیت، مراقبت های سلامتی اساسی، شغل شرافتمندانه، سرپناه مناسب، دسترسی به آب آشامیدنی کافی، مشارکت سیاسی یا زندگی کردن بدون ترس یا خشونت فیزیکی و واقعی باشد . این در حالی است که مردم در شهر های کوچک و روستا ها حتی از تحصیل نیز بهرمند نمی‌شوند و یا در شهر های بزرگ کمبود کار نیز مشکل اساسی جامعه ی ایران می‌باشد .
مقوله ی عدالت اجتماعی با توجه به گسترش فقر و تمامی مواردی که اشاره کردم در حال کم و کم‌تر شدن می‌باشد .

امیدوارم روزی در ایران عدالت اجتماعی سرلوحه تلاش ها برای دستیابی به رشد پایدار و برابر برای همه مردم قرار گیرد و دولتی بنا شود بر پایه ی عدالت ، دولتی مردمی که دلسوز مردم باشد .

۱۳۹۴ بهمن ۱۸, یکشنبه

بیانیه به مناسبت انقلاب اسلامی

دهه فجر . دهه ای که شروع ظلم و ستم در ایران بود . دهه ی شادی مفت خر ها و دزدان که خود را سران یک مملکت می دانند و دهه ی غم و اندوه برای مردم بی‌گناه ایران .
این بیانیه راجع به دهه ی فجر می‌باشد و شرح آن بدین صورت است :
36 سال پیش ما ایرانیان کشورمان را با کشوری همچون سوئیس مقایسه می‌کردم و از لحاظ فرهنگ و حقوق مردمی هم رده ی کشور های پیشرفته بودیم . تا اینکه دهه ی فجر ، انقلاب اسلامی شخصی به نام خمینی وارد خاک پاک ایران شد . وعده‌های این فرد بدین شرح بود :
"رژیم سلطنتی از اول خلاف عقل بود... هر ملتی باید خودش سرنوشت خودش را تعیین کند. "
"قانون اساسی که تدوین شده به آراء عمومی گذاشته می‌شود تمام اتباع خارجی بطور آزاد در ایران زندگی خواهند کرد "
و چندین پیام‌های این چنانی که هیچ کدام به عمل نرسید و به راحتی با دغل بازی خاکمان را تسلیم فرهنگی دیگر ، دولتی جدا از مردم و سرکوبگران بی رحم کردیم .
بعد از گذشت37 سال بعد از انقلاب اسلامی ما شاهد فشار روز به روز به مردم جامعه ، تخریب محیط زیست ، تخریب فرهنگ متمدن ، شروع سانسوری شدن اخبار و صدا سیما ، کشتار و اعدام های پی در پی و گران شدن خرج زندگی که تماماً بر خلاف همان وعده‌های خمینی بود شده‌ایم .
در زمان دهه فجر ، زمانی که عکس امام را نورانی کردند و زمانی که شاپور بختیار آخرین امید رژیم پهلوی نخست وزیر بود ، مردم ایران بدون آگاهی به بزرگترین اشتباه تاریخشان نزدیک می‌شدند و با شعار های زد رژیم و هواداری خمینی شروع به تخریب چهره ی مردم با فرهنگ و جایگاه ایرانیان شدند.
این پایان داستان غم انگیر این ماجرا نیست بلکه با‌گذشت سال به سال شاهد هستیم که رژیمی که با حیله و کلک خمینی ساخته شد بر خود این ملت آتش می افکند و از بین می‌برد . از طرفی دیگر دولت با سیاست‌های خود در آموزش و پرورش و نظام های دیگر با شست و شوی مغزی مردم توانسته جایگاه خود را محکم تر کند و هر ساله مردمی نا آگاه فرهنگ 2500 ساله ی خود را فراموش و به راهپیمای برای این رژیم می‌روند . دسته‌ای دیگر نیز مجبورا به راهپیمایی می‌روند که این به معنای سر پا ماندن این رژیم و از بین نرفتن این دولت سرکوبگر می‌شود .
دراین بیانیه خواستار این می باشم که ای جوانان ای هم میهنان بیاید بجای همایت از این ملایان به همایت موسیقی دانان و هنر مندان بپردازیم . بیایم بجای راه پیمایی برای این رژیم برای نویسندگان در بند ، حقوق دانان و آن کسانی که برای دفاع حقوق من و تو ایرانی تلاش کرد و به زندن افتاد راهپیمایی کنیم . بیایم با شرکت نکردن در راهپیمایی های این رژیم مخالف بودن خودمان را نشان دهیم . به جای همایت از این مفت خوران و دروغ گویان از محیط زیست و حقوق حیوانات دفاع کنیم .
امیدوارم که روزی تمامی مردم ایران ، به مردمی بدار و روشن تبدیل شوند و بتوانند از حق خود برای انتخاب دولتی سالم ، مردمی و آزاد دفاع کنند .